![]() |
![]() |
|
| ... عاقلان نقطه پرگار وجودند ولی عشق داند که در این دایره سرگردانند ... |
|
تقديم به آفتاب زندگي بخشم ، كسي كه هم اكنون زير خروارها خاك ماوا گزيده پشت خرمن هاي گندم لاي بازوهاي بيد آفتاب زرد ،كم كم رو نهفت بر سر گيسوي گندم زارها بوسه بدرود تابستان شكفت از تو بود اي چشمه جوشان تابستان گرم گر به هر سو ،خوشه ها جوشيد و خرمن ها رسيد از تو بود از گرمي آغوش تو هر گلي خنديد و هر برگي دميد ... اين همه شهد و شكر از سينه پر شور توست در دل ذرات هستي نور توست مستي ما از طلايي ،خوشه انگور توست راستي را ،بوسه تو ، بوسه بدرود بود؟؟ بسته شد آغوش تابستان خدايا زود بود!
|
|
+ نوشته شده در
85/12/11ساعت 12:3 بعد از ظهر توسط عــــاجو |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
بدترین شکل دلتنگی برای کسی آن است ، که در کنار او باشی ولی بدانی هرگز به او نخواهی رسید.
|
| پیوندهای روزانه |
|
برای آخرین بار آساره زله تربچه (شنگول) رایکا سافت یک شاخه گل شقایق یه وبلاگ توپ ( هاتم ) آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
87/12/01 - 87/12/30 87/06/01 - 87/06/31 86/03/01 - 86/03/31 86/02/01 - 86/02/31 86/01/01 - 86/01/31 85/12/01 - 85/12/29 85/11/01 - 85/11/30 85/10/01 - 85/10/30 |
| آرشیو موضوعی |
|
حرف دل |
|
RSS
|