![]() |
![]() |
|
| ... عاقلان نقطه پرگار وجودند ولی عشق داند که در این دایره سرگردانند ... |
|
فرسنگها فرسنگ فاصلهء لبهای من تا نگاه مهربان تو به باریکی یک مو می رسد آنجا که بر سفرهء زمزمه ها می نشینم. و چقدر تلخی این فاصله های هر روزه به حلاوت حضور تو دل می بازند لحظه ای که نگاهم از شوق مهربانی تو نمناک می شود. وتو خاکی می شوی نزدیک می شوی و بر سفرهءخلوتِ تنهایی من میهمان می شوی. تو مهمان من می شوی یا من مهمان تو؟ نمیدانم. توفیری هم نمی کند مهمان هم می شویم. چهره ات که همیشه با شکوه می تابد در این ثانیه های ناب تنها مهر می شود. آنقدر مهربانیت تابناک می شود که چون آب به دستم می دهی از شوق می لرزم. حلاوت نگاهت تلخی دهانم را فرو می شوید و لبهایم، لرزان، جسارت بوسه باران ِ سر انگشتان دوست داشتنی ات را به خود می دهند. و تو نگاه باران زده ام را بیش از هر چیز دوست داری. خودت می دانی که چقدر این شبها دوست داشتنی می شوی؟ می دانی که همه عمرم را به این ثانیه های رویایی با تو بودن می بازم؟ من هنوز نگاهت می کنم و هنوز از عطر وجودت سیراب نگشته ام که آهنگ عزیمت می کنی. فشار نگاه محتاجم تو را از رفتن باز نمی دارد و تو با همهء التماسهای قلب من به یک نگاه و چند ثانیه حضور قناعت می کنی. باشد... همهء عشق من و ناله های قلمم به تنها چند ثانیه حضور تو. باشد ... سر سفرهء تنهایی ام با خیال تو زمزمه می کنم و در انتظار نسیم وجودت تا فردا غروب روزه صبر می گیرم |
|
+ نوشته شده در
86/01/09ساعت 10:44 قبل از ظهر توسط عــــاجو |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
بدترین شکل دلتنگی برای کسی آن است ، که در کنار او باشی ولی بدانی هرگز به او نخواهی رسید.
|
| پیوندهای روزانه |
|
برای آخرین بار آساره زله تربچه (شنگول) رایکا سافت یک شاخه گل شقایق یه وبلاگ توپ ( هاتم ) آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
87/12/01 - 87/12/30 87/06/01 - 87/06/31 86/03/01 - 86/03/31 86/02/01 - 86/02/31 86/01/01 - 86/01/31 85/12/01 - 85/12/29 85/11/01 - 85/11/30 85/10/01 - 85/10/30 |
| آرشیو موضوعی |
|
حرف دل |
|
RSS
|